از گوشه گوشه جاده های شهر من
صدای بانگ و جرسی می آید
وز میان شعله بار حادثه،
هر روز صدای کسی می آید
از بس هوای دود و باروت کشنده است
انگار صدای چه چه بلبل از قفسی می آید
صدا صدای آشنایی است یاران خدارا
بشتابید که قصاب دهر با خبثی می آید
کودکی که یکروز به مکتبش رفته بود
با یال و کاکل پر از خون، عسسی می آید
طفلکی معصوم دستی به دست پدر
هر روز در آن محل دنبال قصصی می آید
بای ذنب قتلت ای زاهد ریایی
از فکر نحس تو هر روز حدثی می آید
رهبر تو خرس و گبر دیو دد باشد مدام
بر فرح شیطان بزرگ فرسی می آید
[ دوشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۷ ] [ 15:49 ] [ سید محمد کبیر حیدری ] [ ]
برچسب:
نویسنده: آرین محبی