خرید بک لینک
در عصر کنونی از گسترش و وسعت قلمرو رسانهها، جهان به یک دهکدهی کوچک تبدیل گردیده است. عصر که در آن موجودیت رسانههای همگانی جزء لاینفک زندگی افراد محسوب میشود؛ و افراد جامعه از انتقالات رسانه استقبال کرده و آخذه های را برای گرفتن مطالب فعال میکنند. آنچه رسانهها به ما منتقل میسازد به نحو از انحا در نحوه زندگی، اندیشه و احساسات جامعه و حتی تعیین سرنوشت زندگی ما و فرزندان ما را رقم میزند. مطبوعات و وسایل ارتباطجمعی در یک جامعه به مقیاس حائز اهمیت است که از آن بهعنوان رکن چهارم دموکراسی یاد میکنند. از عمر این مهم در افغانستان نزدیک به 134 سال میگذرد. رسانهها در افغانستان به مفهوم مدرن آن، فرازوفرودهای زیادی را سپری نموده است؛ که هرز گاهی پر تحول و تنش، آفتها و آسیبهای زیادی بر پیکره این روند وارد گردیده است؛ طوری که مطبوعات کشور سرگذشت تلخ چند دهه حاکمیتهای اقتدارگرا و خودکامه را به خاطر داشته با استفاده از فضای نو، قدرتمندانه وارد کارزار مطبوعاتی شدند؛ چنانچه که نگاههای بینالمللی را به افغانستان معطوف داشته و این کشور فراموششده را در صدر رسانههای جهان قرارداد. اگرچه رسانه در افغانستان به گونه قابلقبول حریت بهتماممعنای خود را نداشته و سانسورهای رسانهای هنوز هم حکمفرماست؛ اما موجودیت قدرتمند این مهم در دهه پساطالبانی حائز اهمیت است. در دوران سیزدهساله حکومت آقای کرزی صدها رسانه اعم از چاپی، تصویری و شنیداری با اهداف و گرایشهای مختلف آغاز به کارکردند؛ طوری که از افتخارات بارز این دوره حمایت از آزادی بیان و آزادی مطبوعات بود. کثرت این روند خیلیها ارزشمند و امیدوارکننده بود؛ همانطوری که قبلاً هم از اهمیت و تأثیر رسانهها سخن گفتیم باید این وسعت رسانهای در یک کشور که نام اسلام را یدک میکشد با یک مدیریت سالم و کارشناسانه اداره گردد تا امواج این آله برای جامعه مظلوم ما رحمت گستر باشد، نه اینکه از امواج رسانهها زهر کشنده و مهلک بر سلولهای بدن اطفال و خانوادههای ما تزریق گردد که پلان شده فرهنگ غنی اسلامی و افغانی ما را محو کند.

دین مبین اسلام نیز بر فرایند ارتباطات و آگاهی دهیهای جمعی تأکیدات داشته و خیلیها ارزشمند میداند؛ همانطوری که خود قرآن کریم بزرگترین رسانهای الهی برای بشر بوده که برای آگاهی دهی و تنویر اذهان بشریت فرو فرستادهشده است؛ اما اگر رسانهها از خط قرمز فرامین اسلامی عدول کند اصلاً مطلوب نبوده و قابلقبول نیست. اگر رسانهها را از منظر دین واکاوی کنیم و معرف باشیم، باید رسانهها ویژگی و خصایص زیر را دارا باشد:

1. حق محور

2. رحمت گستر

3. مدافع ارزشهای اسلامی و بشری

4. ظلمستیز

5. واقعیتگرا

6. قانونمدار

7. مدیریت اذهان توأم باارزشهای اسلامی.

موارد فوق را میتوان بهترین محک برای شناسایی یک رسانه اسلامی قلمداد کرد. در غیر آن اگر چنین جنبههای را در جامعه تقویت نکند بهیقین مخرب کانون گرم خانوادگی ما خواهد بود. محصول این فرایند فزاینده باید خیر و فلاح جمعی را در پی داشته باشد. حال شما توجه کنید که شبانهروزی برخی از رسانه مزدور و خودفروخته شده اجنبیها فلم های مستهجن و برهنه و کنسرتهای غیراخلاقی را به نمایش میگذارند؛ پخش و نشر این برنامهها در یک جامعه اسلامی و برای حکومت اسلامی شرم و خیانت بس بزرگی است که به هیچ منطق و وجدان قابل توجیه نیست. فرهنگهای شرق و غرب سیلآسا از طریق این رسانههای وابسته، داخل کشور میشود. شیوع روابط نامشروع در بین جوانان، ارتباط همزمان یک خانم با چند مرد و سایر موضوعات زشت دیگر است که محتوای اصلی این برنامهها را شکل میدهد و دردناکتر از این برنامهها سکوت دولت اسلامی، علماء و نهادهای ذیربط است که هیچ نوع اقدام را در جهت واپایش این هنجارشکنیها انجام نمیدهند. شایسته رسانههای اسلامی است که ابزار برای امربهمعروف و نهی از منکر باشد، باقابلیتهای رسانهای باید معروف را بسازد و به تصویر کشیده و نهی از منکر را نیز انجام دهد.

اما متأسفانه وضعیت ناپسند و غیرقابل قبول بر فضای رسانههای کشور سایه افگنده است که شاید موارد زیر علتالعلل عملکردهای اینچنینی باشد:

1. منابع مالی خارجی

2. تبدیلشدن رسانهها به مغازهای الکترونیکی

3. گرایشهای سکولاریسمی

4. عدم موجودیت متخصصین محتوا ساز

5. سکوت دولت، علماء و عامه مردم

اکثریت این رسانهها، یا از منابع مالی خارجی تمویل میشوند و برنامههایشان را مطابق میل و خواست آنها آماده ساخته و خوشخدمتیشان را به نمایش میگذارند و یا هم وابسته به زرمندان و زورمندان داخلی هستند. متأسفانه یکی از آسیبهای جدی رسانهها در افغانستان همین وابستگی آنهاست که تقریباً اکثریت رسانهها به گونه متعلق به شخص و یا جناح خاصی است که منافع شخصیشان را بر منافع دینی و ملی ترجیح میدهند طوری که مستحضر هستید زمان که رسانه آله دستان زرمند و زورمند قرار گیرد، منظور اساسیشان بهرهبرداری در جهت منافع نامشروع بوده، رسانهها را اجیر ساخته تا از این طریق حقایق را وارونه جلوه داده اینگونه فضا را آلوده ساخته و به اهداف شومشان که همانا برتری خواهی و نگاه نهایی به مادیات پرستی هست، میرسند. اینگونه معامله و برخورد با رسانه قداست و حریت رسانهها را شدیداً زیر سؤال برده باهدف و مرام غایی این جریان در تناقض صریح است.

در فرجامین سخن میخواهم اذعان بدارم که باوجود چالشهای فرا راه رسانهها که گهگاه دستخوش تعصبات قومی، مذهبی، حزبی و... قرارگرفته بازهم قابلتمجید است، اما موجودیت رسانههای که شبانهروزی در پی ترویج بیدینی و بددینی هستند، اصلاً قابلقبول نیست. دولت افغانستان و وزارت اطلاعات و فرهنگ باید درزمینهٔ؛ واپایش جدی داشته باشد. تا اینگونه بهصورت ممتد و بیشرمانه کانون گرم خانوادگی ما را به انحطاط نکشانند. میلیونها شهید و زخمی شجاعانه تقدیم شد تا بیدینی و اباحی گری از بین برود، اینگونه غفلت آشکار ما بهعنوان شهروند و سکوت دولت بهعنوان تنها نهاد تطبیق کننده قانون، بیحرمتی به خون پاک شهدای ماست.

با اتحاف دعا بر روان پاک ناجی بشریت و امینترین گوینده رسانه الهی (قرآن)

سید محمد کبیر حیدری

برچسب: نویسنده: آرین محبی تاريخ: چهارشنبه 10 آبان 1396 ساعت: 14:36

صفحه بندی